حسن حسن زاده آملى
237
هزار و يك كلمه (فارسى)
يعنى عالم مرا حيران مىكند و نمىتوانم تصور كنم كه اين ساعت موجود شده بدون آن كه ساعتسازى داشته باشد . سقراط بسيار به خلقت چشم و مصالح و حكمى كه خالق در آن به كار برده توجه نموده كه چگونه به واسطه ابرو از عرق و چرك پيشانى محفوظ گرديده و چگونه مژگان آن را از گرد و خاك حفظ مىكند و پلكها با سرعت حركت خود پيوسته آن را پاك مىنمايد . نيوتن مخترع جذب عام نيز توجه مخصوص به چشم نموده مىفرمايد : چگونه ممكن است كسى كه چشم را درست كرده از دقائق علم مناظر و مرايا بىاطلاع باشد ( optique ) ؟ و البته معلوم است كه اين علم بسيار مشكلى است و تمام دقائق و خصوصيات آن كه پس از ساليان دراز و تجربيات فيزيك كشف گرديده در صنعت چشم به كار رفته است . و نيز در فلسفه لار نقل مىكند كه شخصى از نيوتن دليلى بر وجود خدا خواست . اين مرد بزرگ اشاره به آسمان نمود . بخت و اتفاق ( Le hasard ) اين فرض ذيمقراطيس است و جمعى متابعت كردهاند . مىگويد : ذرّات صغار غير متناهى در فضا پراكنده و در حركت بودند و بر حسب اتفاق با يكديگر ملاقات كرده اجسامى پديد آمد كه بعضىها تركيبشان قابل بقا و استمرار بود و بعضى قابل نبود . آنها كه قابل بودند باقى ماندند و آنها كه قابل نبودند از بين رفتند . و ما اينها را كه مىبينيم اجزا و تركيبشان موافق با حكمت و مصالح آنها به موجب زندگى و بقاى آنهاست نه به علت اين است كه صانع حكيم است ، بلكه به واسطه اين است كه آنها كه چنين نبودهاند از بين رفتهاند . اين ايراد علاوه بر اين كه بخت و اتفاق را به دليل فلسفى باطل كردهاند با مشهودات ما مخالف است ؛ چون بنابر فرض مزبور بايد عده فاسدها چندين هزار برابر بيش از صحيحها باشد . مثلا در شكم مادر هزاران هزار طور جنين پيدا شود